![]()
چند ماهی هست که این عکس بالا همینطوری آن گوشه گوگل ریدر برای خودش جا خوش کرده. هر بار که گوگل ریدر را باز میکنم و وبلاگ میخوانم، نیمنگاهی هم به این فولدر (پوشه وطنی) میاندازم و یاد آن موقعها میافتم که با هیجان (بخوانید «جَو») فید سایتهای مختلف را میگرفتم و هر روز میخواندمشان و میخواستم این وبلاگ، وبلاگ مهمی شود. اما الان فقط نگاهش میکنم و با اینکه میدانم هیچوقت نمیخوانمشان، نمیدانم چرا آنها را آنساب نمیکنم!
خب اینکه دیگر در این مکان آیتی نمیخوانید، کاملاً واضح و مبرهن است. شاید از این به بعد خاطرات بنویسم. شاید هم چرند و پرندهایی که به ذهنم میرسد. به هرحال سلام وبلاگ فارسی، سلام خوانندگان گرامی اژدهای آبی و زرد و خداحافظ استیو جابز، گوگل و مایکروسافت. راستی عمو بالمر من که نیستم مواظب «بینگ» عزیز باش!
اینکه نوشتم بروسلی به خاطر این بود که یکی میگفت «اژدهای آبی و زرد» آدم را یاد کونگ فو شائولین و بروسلی میاندازد! حالا که فکر میکنم میبینم بیراه هم نمیگفت. راستی «اژدهای آبی و زرد» شما را یاد چه چیز میاندازد؟
پدرام جان خوبی؟! چی شده؟ با این وضع که داری پیش میری من فک میکنم تا یه چند وقت دیگه بخوای اکانت زندگیتم پاک کنی!
——————————
ایها الناس! یکی به داد این اژدهای آبی و زرد برسه!!
سلام رضا. از اینکه اکانتهام رو توی توییتر و فرندفید و باقی بروبکس وب ۲ پاک کردم اصلا ناراحت نیستم. الان میتونم راحتتر از قبل فکر کنم. ولی خب وبلاگ رو دیگه خداییش نمیشد بیخیالش شد، مخصوصا بخاطر اینکه پول هاست و دامین دادم کلی ;)
منو یاد افسانه ها یا هنرهای رزمی میندازه!